كار ميرود، احتمالاً ناشي از نمو بعدي آن است. او ترجمه هفتاد نفري كتاب مقدس را به زبان اسلاوي ترجمه كرد. وي را ميتوان پدر ادبيات اسلاوي ناميد.
بزرگترين زبانشناس عصر حنين بن اسحاق بود. او قديمترين واژهنامهٴ سرياني و قديمترين دستور زبان سرياني را تأليف كرد كه بيشتر راجع به نحو بود. ولي شهرت او بيشتر مديون ترجمههاي علمياش از زبان يوناني به سرياني و عربي است. روشهاي ترجمهٴ او گامي در جهت پيشرفت بود. حنين كوشيد تا بهترين دستنبشتههاي طبي يوناني را فراهم كند، آنها را گردآورد، ترجمههاي موجود سرياني و عربي را مورد ملاحظه قرار دهد، و سرانجام ترجمههاي خود را آماده سازد. او فهرست مبسوطي از ترجمههاي سرياني و عربي آثار جالينوس كه در زمان وي در دست بوده به جاي گذاشته است، ملاحظات انتقادي اين فهرست مؤيد علو مقام او در زمينهٴ تحقيق است. قبلاً خاطرنشان كردم كه هدف دينوري از كتاب النبات در وهلهٴ اول جنبهٴ لغوي آن بود؛ او به اسامي بسي بيش از مُسَمّيات توجه داشته است. ابن قتيبه قديمترين نمايندهٴ مكتب نحويان بغداد بود. توجه او بيش از دستور زبان به انشا و بلاغت بود. تعداد زيادي از آثار عربي به نقد ادبي و علم بلاغت اختصاص يافته بود، ولي ما نميتوانيم بدانها بپردازيم، چون بيشتر به تاريخ هنر مربوط ميشود تا به تاريخ علم.
11. اشارات نهايي. در فصل سابق ملاحظه كرديم كه در نيمهٴ اول سدهٴ نهم ترقي چين موقتاً متوقف شد. همان مطلب در مورد ترقي ژاپن در نيمهٴ دوم قرن بايد خاطر نشان شود. آيا اين نتيجهٴ ركود چين بود، يا رونقي كه در عصر نارا آغاز شد نيروهايش را به تحليل برده بود؟ چنين كوششي كه ژاپنيان در اثناي آن قرن طلايي به كار بردند آن چنان عظيم بود كه نميشد براي مدت نامحدودي فشار آن را متحمل شد. فعاليت هنديان نيز در حال ركود بود. آيا اين مديون زوال آيين بودايي و تعالي آيين جايني بود؟ به هر صورت، در اين دوره هند و خاوردور موقتاً از عرصه ناپديد شدند.
اگر از خاور دور به باختر دور برويم وضع بهتري مييابيم. دو تن بزرگترين مردان غرب، يعني اريگنا و شاه آلفرد، بهترتيب ايرلندي و انگليسي بودند. فرانسه برنار فرزانه و رامي اوسري را پرورد، و ايتاليا برتاريوس و آناستاسيوس را. دريانوردان اسكانديناوي كه در بيباكي همتاي فنيقيان قديم بودند، اكتشافات خود را در درياهاي بالتيك و شمال آغاز كردند.
اگر به سوي شرق برويم، شاهد آغاز فرهنگ اسلاوي هستيم كه مديون فداكاريهاي قديس كوريل و قديس متوديوس است، در امپراتوري بيزانس رونق انسانيت بر اثر مساعي فوتيوس، آرتاس، و نيكتاس، در ايران فعاليت زرتشتي چشمگير، در تبت موج تازهاي از دانش بودايي به چشم ميخورد.
مسلماً مجموع اين فعاليتها بسي بيش از آن است كه قابل تحقير باشد. اگر در دنيا كار